کشور: ایران

  • بندری

    جاسم بندری (رضا بیک ایمانودری)، پس از مرخص شدن از زندان. سراغ دوستش سلیمان قهوه چی (رضا بانکی) می رود و به کمک او موفق می شود با اتومبیل مسافرکشی و گذران کند. روزی زنی بیمار (گیتی فروهر) و فرزندش منصور بزبزک (عزت الله رمضانی فر) را به بیمارستان می رساند و با نسا (جمیله)، خواهر منصور، آشنا می شود و به او دل می بندد. نسا خواننده ی کافه و معشوقه ی زینل (حسین گیل) است، و زینل برای دور کردن جاسب از سر راه خود با دوستانش مرافعه ای راه می اندازد و یکی از دوستانش به نام غلام (ابراهیم نادری) را با چاقو زخمی می کند .

  • خانه روشن

    سهراب که چندی است از سفر برگشته متوجه می شود کیومرث تنها دوستش فوت کرده.ارغوان تنها دختر پیرمرد غم فقدان پدر او را بیمار کرده است و …

  • شاطر عباس

    «شاطر عباس» در محله سرشناس است. او خانواده ی خوب و کار پرمنفعتی دارد و زندگی اش به آرامی می گذرد، تا اینکه عاشق دختری به نام «فاطمه اره» می شود. فاطمه خواستگاران دیگری هم دارد و آن ها سعی می کنند، شاطرعباس را پیش فاطمه اره بدنام کنند، گرچه در ابتدا موفقیت هایی هم به دست می آورند ولی…

  • عزیز قرقی

    عزیز قرقی، قاچاق چی سابقه دار، از زندان آزاد می شود. عبدالله و افرادش مواد مخدری را که عزیز مدعی است قبل از دستگیری در کویر نابود کرده است از او مطالبه می کنند. عزیز و دوستش اکبر به اراک می روند و با حسین و شاگردش اسد آشنا می شوند. میدان داری به نام قاسم از لیلا، خواهر حسین، خواستگاری می کند؛ اما…

  • آواز تهران

    رحمان مهاجر شهرستانی، در تهران با فریدون که کارش قاچاق فیلم های ویدیوئی است آشنا می شود فریدون که ناراحتی قلبی دارد، از اشتیاق رحمان برای جستجوی شغلی مناسب و همچنین از سادگی اش سواستفاده می کند و او را به کار خود که قاچاق فیلم است می کشاند.رحمان گرفتار پلیس می شود و توسط عمویش با دادن جریمه سنگین آزاد می شود و به سراغ فریدون می آید. فریدون که خود بازی خوردهٔ دست رشید(قاچاق چی اصلی) است به سراغ رشید می رود و پول جریمه زندان رحمان را طلب می کند…
    اواز تهران

  • ترانزیت

    سعید با کار قاچاق و تبدیل سرمایه اش به دلار قصد دارد به خارج برود. او می کوشد دوستش حمید را با خود همراه کند. سعید حمید را تشویق می کند که هر دو مخفیانه سوار کامیون پدر حمید شوند که هر دو مخفیانه سوار کامیون پدر حمید شوند که عازم ترکیه است. وقتی آن دو به گاراژ می روند…

  • پنجمین سوار سرنوشت

    محسن جوان ورزشکار، که در خانواده ای فقیر زندگی می کند، به گروهی مذهبی وابسته و به فعالیت های سیاسی کشیده شده است. ساواک برای نابود کردن او، با طرح نقشه ای محسن را به اعتیاد می کشاند. محسن یک شب در حال چاپ اعلامیه به محاصره ماموران می افتد و پس از درگیری دستگیر می شود. در زندان به دلیل اعتیاد اعضای گروهش را لو می دهد. پدر محسن برای یافتن فرزندش به تمام مراکزی که قاچاقچیان فعالیت دارند سر می زند، اما نشانی از او نمی یابد. چندی بعد او پسرش را با وضع فلاکت باری می یابد و پس از اظهار ندامت پسر، تصمیم می گیرد او را برای درمان به مشهد ببرد …

  • قایقرانان

    عین الله (حسن رضیانی) و خواهرش خورشید (آرزو غفاری) قهوه خانه ای را در روستائی ساحلی اداره می کنند. زنی کولی به نام ریحانه (پوری بنائی) وارد روستا می شود و برای آنها کار می کند. احمد (منوچهر وثوق) و علی (کامی کسروی) برای صیادی به نام جبار (غلامرضا سرکوب) کار می کنند، و مدتی بعد او آن دو را اخراج می کند. دو دوست به ریحانه علاقه دارند و ریحانه احمد را ترجیح می دهد. آن دو قرار ازدواج می گذارند.

  • دربست آزادی

    دو جوان در یک سینمای قدیمی و تعطیل شده زندگی می کنند. آنها یک روز تصمیم می گیرند برای گرفتن طلبشان در شهر راهی شوند.

  • سفر سنگ

    ارباب روستا، سالهاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار می کند. او در ضمن از ساخته شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تامین کند جلوگیری می کند. سنگ عظیمی را برای آسیاب مدتهاست مردم روستا تراشیده اند و آماده کرده اند، اما برای حملش ایادی ارباب همیشه مانع شده اند. بالاخره یک کولی به روستا می آید. ورود کولی به روستا احساسات فرو خفته ی مردم را بیدار می کند. ولی اکثریت جرات همراهی با او را ندارند و بی تفاوت با سخنانش روبرو می شوند.