محسن جوان ورزشکار، که در خانواده ای فقیر زندگی می کند، به گروهی مذهبی وابسته و به فعالیت های سیاسی کشیده شده است. ساواک برای نابود کردن او، با طرح نقشه ای محسن را به اعتیاد می کشاند. محسن یک شب در حال چاپ اعلامیه به محاصره ماموران می افتد و پس از درگیری دستگیر می شود. در زندان به دلیل اعتیاد اعضای گروهش را لو می دهد. پدر محسن برای یافتن فرزندش به تمام مراکزی که قاچاقچیان فعالیت دارند سر می زند، اما نشانی از او نمی یابد. چندی بعد او پسرش را با وضع فلاکت باری می یابد و پس از اظهار ندامت پسر، تصمیم می گیرد او را برای درمان به مشهد ببرد …
پنجمین سوار سرنوشت
نوشته شده توسط
در