کشور: ایران

  • یاور

    یاور (رضا بیک ایمانوردی)، راننده ی کامیون، مریم (آرزو غفاری) را که در چاه سقوط کرده نجات می دهد، و با برادر او، کریم (حسین گیل)، آشنا می شود. کریم در تصادفی باعث قتل عابری می شود و یاور خود را به جای کریم به پلیس معرفی می کند. در ایامی که یاور در حبس است کریم از خواهر یاور، نصرت (آرام)، هتک حیثیت می کند و در همان لحظه قلی پلنگ (احمد معینی) به خواهر خود او تجاوز می کند.

  • خوشگلا عوضی گرفتین

    پروین (سپیده)در خیابان با جوانی به نام جلال آقابالاخان (چنگیز وثوقی)آشنا می شود و او را به مراسم جشن تولد دوستش آذر (آرام) می برد. جلال که سرمکانیک است خود را مهندس امیدوار معرفی می کند. پروین نیز وانمود می کند که پدرش سرپاسبان جلالی (یدالله شیراندامی) سرهنگ شهربانی است. آذر نیز به جلال علاقه مند می شود؛ اما به زودی بهرام (مهران صدری)، دوست آذر، با دیدن جلال در کارگاه مکانیکی به موقعیت شغلی و اجتماعی جلال شک می برد…

  • آقا رضای گل

    رضا (رضا بیک ایمانوردی) راننده ی رئیس یک شرکت ورشکسته است. دارا (علی اکبر مهدوی فر)، رئیس شرکت، با کارشکنی های معاونش (محمد موسوی) به زندان می افتد. دارا از رضا می خواهد که مانع بدنامی او شود. دختر رئیس یک شرکت اروپایی (شورانگیز طباطبائی) در صدد سفر به ایران و عقد قرارداد با دارا است…

  • مادرکشی

    سدسازی های بی رویه، دخالت در اکو سیستم طبیعی، حفر بی رویه چاه های عمیق، انتقال آب بین حوزه های آبریز، از بین رفتن منابع آب زیرزمینی، بهره وری پایین و برنامه ریزی غلط در کشاورزی، جایگزینی مدیریت متمرکز دولتی به جای مدیریت مردمی و بومی، از مواردی ست که در این مستند در تحلیل دلایل بحران آب به آن پرداخته می شود.

  • موج مرده

    سردار مرتضی راشد از فرماندهان نیروی دریایی که در آستانه بازنشستگی قرار دارد، درصدد گرفتن انتقام از ناو آمریکایی وینسنس می باشد. حبیب فرزند وی که بعلت دوری از پدر در دوران جنگ و کمبود محبت پدری روحیاتی متفاوت با پدرش دارد و در حین فرار از مرز آبی کشور به همراه دختری محلی به اسم سلما توسط گارد ساحلی دستگیر می شود و پدرش او را جهت تنبیه به کشتش سوخته میان دریا منتقل می کند.

  • طوفان در شهر ما

    دیوانه ای زخمی از تیمارستان می گریزد و در خانه ای غیرمسکونی پناه می گیرد. در این خانه «سیمین» که به تازگی شوهرش را از دست داده به همراه فرزندش زندگی می کند. سیمین با جوانی به نام «سعید» آشنا می شود و با وجود او امیدواری تازه ای به ادامه ی زندگیش پیدا می کند.

  • قاصدک

    قاسم ملول جوان قماربازی است که با سرقت کیف پیرزن ها گذران می کند. مادرش با او به مهربانی رفتار می کند. اما پدرش، که مامور پلیس است، به او اعتنایی ندارد.

  • زندگی با چشمان بسته

    امیر که از زندان آزاد شده، تصمیم دارد زندگی آرامی را ‎آغاز کند؛ اما سهراب او را وسوسه می کند تا در دزدی از یک کازینو با او همکاری کند. سهراب که حسابدار کازینو است نقشه را طراحی و امیر به کمک دوستان سهراب آن را عملی می کند. موقع فرار شیرین (شورانگیز طباطبائی)، که در کازینو کار می کند، امیر را می بیند

  • نردبان چوبی

    فیلم نردبان چوبی ، داستان جوانی به نام مهران است که دلباخته مرجان مدیر و صاحب کار خود شده که با تلاش فراوان با او ازدواج می کند اما مشکلی وجود دارد و آن یک نوزاد از ازدواج قبلی مهران است

  • ببر مازندران

    حبیب هیزم شکن و کشتی گیر جوانی است که بشیرخان و افرادش با او درگیری دارند. حبیب در مراسم کشتی محلی با بلور و حسین غول می رود و به مقام قهرمانی می رسد و برای انجام مسابقه ای به مشهد سفر می کند. قبل از شروع مسابقه به زیارتگاه می رود و به پیرزنی برمی خورد که آرزو دارد پسرش کیوان در مسابقه کشتی پیروز شود تا در نزد خانواده ی نامزدش احساس سرافکندگی نکند. روز مسابقه حبیب شکست می خورد و از دلیل شکستش فقط مادر کیوان اطلاع دارد که او را می ستاید. دوستان حبیب به تصور این که او در ازای پول مسابقه را باخته است او را از خود می رانند.