جلسهٔ خانم ها در تعاونی مستقل بانوان تشکیل شده و شقایق مدیرعامل این تعاونی برای ساخت یک مجتمع پزشکی تخصصی کودکان احتیاج به پول بیشتری پیدا می کند. همسر شقایق، سیاوش، امتحان دوره تخصصی دکترا را در پیش دارد، اما شقایق کارهای خانه را بر عهده او می گذارد. سیاوش اعتراض می کند، اما شقایق فکر می کند که سیاوش نمی خواهد او در کار بیرون رشد کند. اختلاف بالا گرفته و شقایق با قهر به خانهٔ پدر می رود…
کشور: ایران
-
عنتر و منتر
سه نفر بزن بهادر لوطی را مضروب می کنند و او در بستر مرگ درباره ی پسرش رضا حرف می زند. رضا در اصفهان در مرغداری کار می کند، و پس از این که از خبر مرگ پدرش باخبر می شود به خانه ی پدر می رود و عنتری را که به پدرش تعلق داشته تحویل می گیرد. رضا با دختر فقیری به نام شیرین آشنا می شود که با خواهر کوچکش مهناز و عمویش صفر زندگی می کند.
-
بیگانه بیا
مرد جوانی بی توجه به وضعیت دختری که از رابطه با او فرزندی دارد، برای ادامه ی تحصیل به خارج سفر می کند. دختر، ناامید، دست به انتحار می زند. اما جوان دیگر او را نجات می دهد و بعد ..
-
تعصب
علی (محمدعلی فردین) زنی به نام طلا (شورانگیز طباطبائی) را به امامزاده می برد تا توبه کند و بعد طلا را به خانه ی مادرش می برد تا او را به عقد خود در آورد. قاسم و عده ای از اهالی از علی می خواهند که طلا را از محله بیرون کند. علی با قاسم درگیر می شود. او، پس از ازدواج با طلا، با شکایت قاسم، به زندان می افتد. علی به طلا پیغام می دهد که دوستش اکبر (ذکریا هاشمی) مراقب او خواهد بود؛ اما یکی از هم بندهای علی به نام رسول (یدالله شیراندامی) خود را اکبر معرفی می کند و طلا را به زادگاهش باز می گرداند.
-
پنجره
سهراب از آبادان به تهران می رود و در کارخانه عمویش مصطفی سالاری مشغول کار می شود. او با زنی به نام ترانه آشنا می شود. ترانه که آبستن است با نقشه اصغر ژیلا سرپرست اش تصمیم دارد سهراب را به عنوان پدر بچه معرفی کند تا او ناچار شود مخارج سقط جنین را بپردازد. سهراب به دخترعمویش علاقه مند می شود اما مزاحمت های ترانه مانع از زندگی مشترک سهراب و لیلا است.
-
زن دوم
زندگی عاشقانه مهتاب با بهرام با رسیدن خبری به بحران کشیده می شود. آدم هایی از گذشته ی فراموش شده هر کدام پا به ماجرا می گذارند که هر یک تعریف متفاوتی از عشق و حق با خود آورده اند…
-
ولی نعمت
هاجر، همسر رضا علمدار ، باردار نمی شود. رضا علمدار با عبدالله در یک گاوداری شریک است. هاجر از علمدار می خواهدکه او ستاره، خواهر عبدالله، را به همسری بگیرد. علمدار مخالف است. عبدالله در یک حادثه ی تصادف اتومبیل، مردی را می کشد و به زندان می افتد و از علمدار می خواهد که از خواهرش ستاره و مادرش مراقبت کند. رشید، برادر هاجر، که در خانه ی علمدار زندگی می کند، به ستاره علاقه مند می شود؛ اما ستاره دل درگروه علمدار دارد.
-
داماد خوش قدم
داستان فیلم داماد خوش قدم درباره یک مرد مجرد است که هر بار به خاستگاری می رود فردای آن روز دختری که به خاستگاری اش رفته است ازدواج کرده است …
-
جدال بزرگ
ناخدای یک لنج مسافرکش در جنوب، به نظر توسط شریکش به قتل می رسد، حال آنکه مسبب اصلی قتل قاضی شهر است و هم اوست که مانع شکل گیری تحقیق در خصوص شناسایی قاتل می شود.