کشور: ایران

  • آقای قرن بیستم

    داش حبیب، که با مادر بیمارش زندگی می کند، کارش کف زنی و رسیدگی به مستمندان است. او شبی ستاره را که دختر ثروتمندی است از دست اوباش نجات می دهد. پدر ستاره تصمیم دارد دخترش را به عقد یکی از شرکایش که در آمریکا است درآورد. از طرف دیگر نامادری ستاره، زهره، با محسن، که او را به عنوان برادرش معرفی کرده، برای تصاحب ثروت پدر ستاره نقشه می کشند..

  • شب قوزی

    عضو قوزی یک گروه بنگاه شادمانی در خاتمه ی یکی از برنامه ها دچار حادثه ای شده و استخوانی در گلویش گیر می کند، به طوری که بقیه تصور می کنند او مرده است. از آن پس جسد قوزی باعث دردسر ساکنین خانه ای می شود که هرکدام به شکلی آلوده هستند. آنها سعی می کنند خود را از شر جسد برهانند، اما سرانجام پلیس جسد را کشف و تبهکاران را دستگیر می کند.

  • 10 رقمی

    ماجرای یک فرش است که شخصی به نام فیروز سیزده آن را می دزدد. او یک سارق ناشی و خرده پا بود که معمولاً هر چی ارزان قیمت و آسان گیر می آورد می دزدید و از این راه امورات زندگی خود را پیش می برد. ولی ایندفعه، فرشی که دزدید یک میلیارد تومان می ارزید و او نمیدانست. مادرش این فرش را به دخترش فیروزه که تازه زایمان کرده می برد و داستان ادامه داشت. تا اینکه فیروز برای فروش فرش به موزه رفت. غافل از اینکه این فرش نیز قبل از او دزدی شده بود …

  • سلام بر عشق

    حبیب خال کوب (محمدعلی فردین) از زندان آزاد می شود و با زری (مرجان)، که آوازه خوان است، ازدواج می کند، و با مرتضی (مرتضی عقیلی)، که حامی زری بوده است، دوست می شود؛ امیرخان (بهرام وطن دوست)، که مدیر کافه است، برای بازگرداندن زری با حبیب درگیر می شود؛ اما به ضرب گلوله ی فرد ناشناسی از پا در می آید. حبیب محکوم و با قطار به زندان مرکز منتقل می شود. قطار از ریل خارج می شود و حبیب می گریزد؛ اما در روزنامه ها می نویسند که حبیب کشته شده است.

  • یک عاشقانه ساده

    در فیلم یک عاشقانه ساده ، فرزند آدم محکوم به سرنوشتی بود که پدر و مادرش برایش رقم زدند. سیب دندان زده همه قصه را خراب کرد. آدمیزاد ، محکوم شد اما سرنوشتش را به باد نسپرد. در عذاب زمین، دنبال راهی رفت که شاید به بهشتش بازگردد و…

  • عاشق

    دختری با اسم گوگو که در یک خانواده ی فقیر زندگی میکند روزگار خود را با دزدی میگذراند. یک روز پس از دزدیدن کیف یک زن، نامه ی استخدامی به عنوان پرستار بچه پیدا کرده و برای دزدی به عنوان پرستار به آن خانه میرود…

  • حریم شخصی

    فیلم حریم،در پی چند قتل مشکوک در جنگل های شمال، سرگرد محبی که از افسران مجرب و با سابقه مرکز است، مامور پیگیری این پرونده می شود. سرگرد محبی در پی کشف اسرار این پرونده خود نیز درگیر می شود و …

  • توبه

    ماشاالله ریزنقش (ایرج قادری) و اصغر دست قشنگ (بهمن مفید)، که راننده ی کامیون هستند، با زری خانم (زری خوشکام) به عنوان مستاجر جدید خانه ی مادر ماشاالله (مهری ودادیان) آشنا می شوند. ماشاالله شیفته ی زری می شود و با او قول و قرار ازدواج می گذارد. زری که خواننده ی کافه بوده سراغ همکارش تامی (فرنگیس فروهر) می رود و از کار کردن در کافه اظهار ندامت می کند. اصغر متوجه رفت و آمدهای زری با مردی می شود که درصدد اخاذی از او است.

  • تپلی

    تپلی (محمد همایون) جوانی است چاق و خل وضع که همراه دوستش اسی (مرتضی عقیلی) در خدمت خانه ای اربابی هستند. رفتار تپلی که به نوازش کردن اشیای نرم علاقه دارد موجب می شود که از خانه ی اربابی رانده شود. آن دو در کارگاه چوب بری در منطقه ی جنگلی شمال استخدام می شوند، و همراه پیرمردی (نعمت الله گرجی) برای آینده ی خود نقشه می کشند؛ اما همسر (زری خوشکام) صاحب کارگاه (بهرام وطن پرست) تپلی را اغوا می کند و تپلی ناخواسته، در حالی که از خود بیخود شده است، زن را خفه می کند.

  • حاتم طائی

    گوران خان تصمیم دارد پونه، دختر حاتم، را برای عباس خواستگاری کند. پونه با همکاری دختر عمویش شراره از پدر ده روز فرصت می خواهد تا جوان مورد علاقه اش را به او معرفی کند. روزی اتومبیل پونه و شراره در جاده از کار می افتد و آن دو از جلال آهنگر و شاگردش احمد تقاضای کمک می کنند. پونه و شراره با پوشش مردانه به کافه ی پاتوغ جلال می روند تا او را بهتر بشناسند.