سه نفر بزن بهادر لوطی را مضروب می کنند و او در بستر مرگ درباره ی پسرش رضا حرف می زند. رضا در اصفهان در مرغداری کار می کند، و پس از این که از خبر مرگ پدرش باخبر می شود به خانه ی پدر می رود و عنتری را که به پدرش تعلق داشته تحویل می گیرد. رضا با دختر فقیری به نام شیرین آشنا می شود که با خواهر کوچکش مهناز و عمویش صفر زندگی می کند.
عنتر و منتر
نوشته شده توسط
در