قدرت (با بازی علی صادقی) پسر جوانی که شاگرد یک نمایشگاه کامیون است، مدتهاست که بدنبال همسر می گردد. با آمدن تورج دوست قدیمی اش از خارج او را با دنیای مجازی و سایت های همسریابی آشنا می شود و…
کشور: ایران
-
فرار از جهنم
سیامک (بیژن امکانیان) که در آرزوی رفتن به خارج است تنها موفق به پیدا کردن کاری در یک سفارتخانه در تهران می شود که وقتی ازدواج می کند به دلیل مخالفت همسرش با شغل او، به رانندگی در آژانس می پردازد. روزی سیامک با یک تلفن از طرف آقای هانتن به فرودگاه می رود و یک مسافر خارجی به نام آقای مک لور را نزد آقای هانتن می برد.
-
آزمایشگاه
جوانی که خجالتی بوده با رتبه یک دانشگاه برای استخدامی در آزمایشگاه به بیمارستانی می رود و ..
-
سپیده
قصه ی دختری به همین نام در ایران است که در یک روستا زندگی می کند ولی در رویای فضانورد شدن است. او با دیدن انوشه انصاری در تلویزیون در عملی کردن رویای خود جدی تر می شود و با این بانوی ایرانی که نخستین گردشگر فضایی زن در دنیاست از طریق ایمیل تماس می گیرد. سپیده در عین حال با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند و از سوی خانواده مورد شماتت قرار می گیرد که پول خود را به هدر می دهد…
-
آرایش غلیظ
گروه پنج نفره ای می خواهند محموله ای شامل ترقه، فشفشه و اسباب آتشبازی را که متعلق به آنها نیست، بفروشند. هیچ کدام از آنها کامروا نمیشوند مگر پنجمین نفر که فشفشه های یکی از دوستانش را بالا می کشد و از طریق دختری که دوستش دارد تلاش می کند آنها را بفروشد…
-
عروسی خوبان
حاجی (محمود بی غم) که در جبهه دچار موج انفجار شده از آسایشگاه روانی مرخص می شود تا در محیطی آرام سلامت خود را بازیابد. نامزد او، مهری (رویا نونهالی)، دختر تاجر ثروتمندی است که پدرش شعبان با ازدواج آن دو مخالف است. حاجی با تعارض با ناگواری های محیط اطرافش دچار حمله های شدید عصبی می شود. حاجی بنا به اصرار مهری ازدواج میکند و در مراسم ازدواج پس از حمله شدید عصبی بار دیگر او را به آسایشگاه می برند. حاجی از آسایشگاه می گریزد و …
-
آینه تاکسی
یک راننده تاکسی شیفته ی دختری می شود و برای دستیابی به دختر دلخواهش و ازدواج با او ناملایمات فراوانی را متحمل می شود و پس از یک سلسله وقایع مهیج دسته ای از قاچاقچیان مواد مخدر را تحویل قانون می دهد و خود نیز به دختر مورد نظرش دست می یابد.
-
آرزوهای زمین
معلم جوانی در روزی از مراسم شاهنامه خوانی به روستایی وارد می شود و در آشنایی او با اهالی روستا، به عشق دختر جوانی به نام گل بانو به چوپانی پی می برد. گل بانو دختر پیرمرد رنجوری است که با برادر و مادرش زندگی می کند…
-
رستگاری در 8:20
طاها رحمانی، دانشجوی اخراجی از دانشگاه، به عنوان راننده در یک آژانس کار می کند. او تحت تأثیر دوست صمیمی اش فؤاد و بر مبنای باورهای شان رأساً تصمیم به اصلاح جامعه و برخورد با کسانی می گیرند که مشهور به ترویج فساد هستند.