آقای رحمان زاده به همراه همسر و دخترش مریم و پسر کوچکش محمدرضا برای تفریح به شمال می روند. رضا شریفی ویلایی تدارک می بیند و برای به دست آوردن دختر تلاش می کند. مریم در پی جوان پولداری است به نام مهران بزرگ نیا؛ اما جوان فقیری به نام احمد را به جای او می گیرد. آن دو پس از مدتی به هم دل می بندند. اما احمد فاش می کند که او مهران نیست. مریم احمد را ترک می کند و به طور اتفاقی سر راه مهران قرار می گیرد…
کشور: ایران
-
طغرل
باج گیری به نام آقاجمال (محمد عرب)، که با دخترش فاطی (دلارام) و همسر دومش ملیحه (شهین) زندگی می کند، به کمک نوچه هایش (فرهاد حمیدی، حسن رضائی و فریدون نریمان) عرصه را بر اهالی محل تنگ کرده است. طغرل (سعید راد) با خروسی از سفر باز می گردد و….
-
آباجان
روایت خانواده ای که در دهه شصت در شهر زنجان زندگی می کنند. خانواده ای که جنگ و فضای آن سال ها تاثیر زیادی روی زندگیشان می گذارد
-
پسرکشی
داستانی پر از راز و رمز در دو دهه 40 و 70 را از تمام اوج و فرودهای زندگی خانواده ای حکایت می کند که به خاطر یک باور غلط در دام های متعددی می افتند
-
رضا
رضا از همسرش جدا شده و در تلاش است به زندگی جدیدش عادت کند اما در همین حین یک عشق تازه پیدا می کند.
-
روانی
مادر مریم در جوانی از سرطان خون مرده است و مریم که مثل مادرش اما تنها به دلیل بحران های عصبی مرتباً خون دماغ می شود، همواره بر این باور است که سرطان دارد و چیزی به پایان عمرش نمانده و این تصور، به خصوص حالا در 28 سالگی (سن مرگ مادرش) به اوج رسیده است…
-
خواب سفید
رضا شاگرد مغازه ی فروش لوازم عقد و عروسی است. او مجرد است و با پدر پیرش زندگی می کند. رضا مسئول بردن وسایل مورد نیاز برای مزون های لباس عروس است. او هرچند وقت یکبار در خلال کارش به زیارت قبر مادرش می رود، در کنار قبرستان دختری به نام معصومه زندگی می کند که به رضا علاقه مند است، اما رضا به مانکنی که در ویترین مغازه است علاقه دارد و…
-
یکی از ما دو نفر
سارا که پس از پایان تحصیلات مهندسی تازه از آمریکا برگشته، برای استخدام به شرکتی می رود که بابک مدیر آن است. بابک که از به هم خوردن نامزدی سارا باخبر است، به عمد او را به دفترش کشانده تا مثل دختران دیگر جذب خودش کند و با او…
-
ماهیها در خاک میمیرند
رضا دانش آموز سال آخر دبیرستان به دختر متمولی به نام نسرین دل می بازد. رضا با پدرش سیدحسین خادم، که رفتگر شهرداری است، در یک خانه ی اجاره ای زندگی می کنند. اکبر، دوست صمیمی رضا، پول تو جیبی رضا را تامین و امکان دیدارهای رضا و نسرین را فراهم می کند. پدر نسرین مخالفت رفت و آمد دخترش با رضا است، و برادرزاده اش را برای ازدواج با نسرین در نظر گرفته است.
-
Starless Dreams
دختران نوجوان که به “مرکز اصلاح و توانبخشی” ایران اعزام شدند ، درمورد زندگی پریشان خود صحبت می کنند و نشان می دهند چه چیزی آنها را به آنجا آورده است.