پس از خرابی و تعمیر نشدن پل ایستگاه تنگ هفت، حسن که مسئول وسیله ای ابتدایی به نام گرگر است که می تواند مسافران و کالاها را از روی رودخانه عبور دهد، قدرت پیدا می کند. انتقال افراد مختلفی که قصد عبور از رودخانه را دارند در زندگی معمولی و تکراری حسن باعث بروز مسائلی می شود…
کشور: ایران
-
گروگان
سه سارق با گروگان گرفتن محسن (سیروس حسن پور)، فرزند اعتماد، برای آزادی او پانصدهزار تومان طلب می کنند. اعتماد با ماموران پلیس سرقرار حاضر می شود. دو تن از ربایندگان کشته می شوند و اتومبیل اعتماد به دریا سقوط می کند. پس از کشته شدن سارق سوم محسن بی سرپرست می ماند و با عبدالله (عباس رنجبر) دوست می شود و برای پیرمردی (نعمت الله گرجی) دست به سرقت می زنند.
-
آینه های رو به رو
آدینه دختری ترنس سکشوال (موردی که در آن فرد احساس می کند جنیست اش آن چیزی که نیست که باید باشد و سعی در تغییر جنسیت خودش دارد) است و زندگی اش به واسطه همین مشکل در سراشیبی قرار گفته و پدرش هم قصد دارد تا او را وادار به ازدواج با یکی از آشنایانش کند تا شاید این مشکل برطرف شود اما…
-
شب نشینی در جهنم
«حاجی جبار» مرد پولداری است که به دلیل خست فراوان مورد سرزنش خانواده است. حاجی برای به دست آوردن پول بیشتر قصد دارد دخترش «پروین» را به پیرمردی پولدار شوهر دهد و هیچ توجهی به علاقه ی بین پروین و پسر عمویش ندارد. چنانکه اهمیتی برای پسرش «حمید» که بر اثر بی توجهی در سراشیبی سقوط قرار گرفته قایل نیست…
-
دلم می خواد
داستان این اثر در رابطه با مردی است که مشکل خاصی دارد . او هرزگاهی موسیقی خاصی به ذهنش خطور می کند و مجبور می شود بر اساس آن حرکات موزونی را انجام دهد که این حرکات سبب می شود تا دیگران در رابطه با او قضاوت های غلطی داشته باشند . این در حالی است که اکثر مردم شهر او افسرده هستند و…
-
تابستان 58
ماجرای سال 1358 است که دو تن از دانشجویان برای انجام خدمات جهادی در منطقه ای محروم در سیستان و بلوچستان داوطلب می شوند. این دو دانشجو تصور کردند که می توانند مشکلات مردم را با سخنرانی و انتخاب نماینده از طرف خودشان حل کنند. ولی در ادامه آنها متوجه می شوند که ایجاد یک پایگاه فرهنگی در آن منطقه کاری بسیار سخت است …
-
اوینار
پیرمردی قاطرچی به نام تیوای بشیر که از جاده های پنهان و میانبرهای ناآشنا آگاهی خوبی داشت اجیرشده یک زرگری شده است. این زرگر به دلیل بمبارانهای شیمیایی بینایی اش را از دست داده بود. زرگر از این اوضاع نگران است. هم به دلیل چیزهایی که با خود دارد و هم به دلیل اینکه به این پیرمرد قاطرچی اطمینان ندارد. در ادامه افرادی نیز با او همراه می شوند که این موضوع نگران های او را بیشتر کرده ولی با این اوضاع یک سفر ترسناک و هولناک را آغا کرده است …
-
بمب خنده مهران مدیری
داستان یک زن و مرد هست که دو فرزند داشته و به تازگی اقدام به خرید ماهواره برای منزل کردند. خرید ماهواره کار تربیت فرزندشان را سخت کرد. چون با آمدن ماهواره و کانال های بدآموز و بسیار خنده دار این کار مشکل تر از قبل شد. آنها که هر بار کانال ماهواره را عوض می کنند برای هربار با برنامه های بدآموزتر و البته خنده دار مواجه می شوند …
-
شاید وقتی دیگر
یکی از گویندگان گفتارهای متون تلویزیون به نام آقای مدبر، همسرش به نام کیان را در یک فیلم مستند در یک پلان در ماشین مرد غریبه مشاهده کرد. او تحقیق می کند و در این زمینه با آقای حق نگر که یک جواهرفروش است کمک می گیرد. بالاخره متوجه می شود که زنی که در فیلم دیده خواهر دوقلوی همسرش به نام ویدا است که همسر خود آقای حق نگر است. مدبّر به بهانهٔ ساختن فیلمی دربارهٔ آثار عتیقه همراه همکارانش به خانهٔ حق نگر راه یافته و از کیان می خواهند که با آنها همکاری کند. کیان پس از اینکه با ویدا (خواهرزنش) دیدار کرد متوجه شد که زمانی که بچه بودند فوت شد و مادر نیز کیان (همسرش) را به خاطر فقر به افرادی دیگری سپردند و او در آنجا پروش یافت و بزرگ شد …
-
عشق گمشده
شخصی به نام دکتر حمید سپهر که سالها در آمریکا بود بعد از 22 سال به ایران بازگشت. هدف او دیدار با عمو و پسرعمویش بود. ولی فقط یک نفر به نام مهدی که راننده تاکسی بود از او استقبال کرد به خاطر اینکه دکتر سپهر دخترش را در آمریکا درمان کرد. او متوجه شد که عمویش از دنیا رفت و پسرعمویش سهیل نیز پس از مرگ دخترش زیر بمباران هواپیماهای عراقی و جدایی از همسرش ایران، به اعتیاد مبتلا گشت. در ادامه …