فیلم بی خداحافظی، داستان ۳ جوان را روایت میکند که هر کدام برای رسیدن به هدفی از بندر عباس عازم تهران می شوند و …
کشور: ایران
-
خانه ای روی آب
دکتر سپیدبخت شبی موقع رانندگی فرشته ای را زیر می گیرد و دستش با لمس انگشتان فرشته زخمی عمیق برمی دارد. فردا وقتی دکتر به بیمارستان می رود، مسوول بخش به او می گوید پسربچه ای حافظ قرآن را که بیهوش شده، اشتباهاً به بخش درمانی دکتر (زنان و زایمان) منتقل کرده اند. دکتر در بیمارستان با یکی از همکاران قدیمی اش که سابقاً میان آنها رابطه و علاقه ای بوده برخورد می کند و…
-
اینجا بدون من
فیلم اینجا بدون من، داستان خانواده ای ست متشکل از مادر و دو فرزندش، احسان و یلدا که در آرزوی دستیابی به رویاهای خود هستند و امیدوارانه تحولی را انتظار می کشند. یلدا معلول است و تمام دغدغه مادر تامین آینده اوست. ورود رضا دوست احسان با بازی زندگی آنان را دستخوش تغییراتی می کند…
-
Golgo 13
ماموری ویژه که در کارش تبحر خاصی دارد و به گلگو سیزده معروف است به تهران میاید تا اسرار قتل های مشکوکی را شناسایی و راز این قتلهای اسرار آمیز را کشف کند و …
-
سلطان قلبها
زوج جوانی در جریان حادثه ای هر کدام با این تصور که همسرش درگذشته، سال ها دور از هم زندگی می کنند….
-
سایه های بلند باد
مترسکی با چهره ای سفید و دو دست چوبی، که دو پرنده به آن آویزان است، در کشتزار است. عبدالله (فرامرز قریبیان)، که تنها رانندهٔ روستا است، روی چهرهٔ سفید مترسک چشم و دهان و بینی می کشد و کلاه خود را سر آن می گذارد. صبح روز بعد پیرزنی به نام ننه صغری در مواجهه با مترسک از هوش می رود. ننه صغری را که حالتی سرسامی دارد به شهر می برند. شبی تقی آبیار (حسین کسبیان) در مواجهه با مترسک به حال و روز پیرزن می افتد و او را نیز همراه همسرش برای مداوا با مینی بوس عبدالله به شهر می فرستند. شبی دیگر نرگس (آتش خیر) نامزد عبدالله و دختر کدخدا، از خانه بیرون می رود و…
-
خبر خاصی نیست
دو خواهر همراه با دختران جوان خود زندگی آرامی را می گذرانند، اما برگزاری یک مهمانی خانوادگی و حضور مردی جوان، زندگی این دو خانواده را دستخوش چالش و بحرانی جدی می نماید…
-
اشک رقاصه
اکبر در پی کار از اراک به تهران می آید و اتاقی اجاره می کند که مهدی، بنگاه دار، تواماً به او و مش یدالله اجاره داده است. اکبر با مش یدالله و پسرش حسن در همان اتاق زندگی می کنند، و مش یدالله وانت بارش را به اکبر می دهد تا روی آن کار کند. خانه متعلق به رقاصه ی سالخورده ای به نام مرضیه است، و مریم، خواهر مهدی، نیز مستاجر او است…
-
پاپوش
مهدی (رضا بیک ایمانوردی) در بازی قماری که دوستش حسین (یدالله شیراندامی) راه انداخته شرکت می کند. حسین به کمک فخری (توتیا) قاپ های مهدی را عوض می کند و پول کلانی از مهدی می برد. مهدی ماجرا را درمی یابد و به خانه ی فخری می رود. فخری که توسط حسین مجروح شده می میرد و…
-
آرامش در حضور دیگران
سرهنگ بازنشسته ای که پس از فوت همسرش با معلمه ی جوانی به نام منیژه ازدواج کرده و در شهرستان زندگی می کند. مرغ داری اش را می فروشد و به پایتخت باز می گردد تا در کنار دخترانش ملیحه و مه لقا زندگی کند. دخترها زندگی بی بندوباری دارند. آمنه ، کلفت خانه، می کوشد این را از چشم پدرشان پوشیده نگه دارد. پدر از وضع زندگی دخترها آزرده خاطر است و…..