اوینار

پیرمردی قاطرچی به نام تیوای بشیر که از جاده های پنهان و میانبرهای ناآشنا آگاهی خوبی داشت اجیرشده یک زرگری شده است. این زرگر به دلیل بمبارانهای شیمیایی بینایی اش را از دست داده بود. زرگر از این اوضاع نگران است. هم به دلیل چیزهایی که با خود دارد و هم به دلیل اینکه به این پیرمرد قاطرچی اطمینان ندارد. در ادامه افرادی نیز با او همراه می شوند که این موضوع نگران های او را بیشتر کرده ولی با این اوضاع یک سفر ترسناک و هولناک را آغا کرده است …

نوشته‌های بیشتر