ژانر: درام

داستان‌های جدی و احساسی درباره زندگی واقعی

  • Auron Mein Kahan Dum Tha

    مردی که به جرم دو قتل به زندان می افتد پس از سالها از زندان ازاد میشود و عشق دوران جوانی اش را ملاقات میکند ولی دقیق مشخص نیست که او چرا کسی را به قتل رسانده بود ان هم درست زمانی که تازه عاشق شده بود…

  • Coldwater

    یک پسر نوجوان به مرکز بازپروری در حیات وحش فرستاده می شود. در حالیکه ما در مورد اتفاقات غم انگیزی که او را به این مرکز فرستاده مطلع می شویم، او برای زنده ماندن مبارزه می کند و…

  • The Horse Thief

    یک مرد تبتی برای تامین مخارج خانواده اش تلاش می کند.

  • A Way Station

    فیلمی عاشقانه بین سونگ هیون که خاطرات روزانه خود را به دلیل آلزایمر فراموش میکند و جیا کسی که بیماری لاعلاجی دارد و میخواهد برای همیشه در ذهن سونگ هیون باقی بماند…

  • Outlaw

    گروهی از مردم که احساس می کنند توسط دولتشان خیانت شده و توسط نیروی پلیس ناامید شده اند، یک قانون شکن مدرن را تشکیل می دهند تا آنچه را که به عنوان اشتباهات جامعه می دانند، اصلاح کنند.

  • An Innocent Man

    مردی توسط دو پلیس فاسد به خاطر مواد مخدر قاب می شود. بعد از بیرون آمدن از زندان به دنبال آنها می آید.

  • Baby Assassins

    چیساتو و ماهیلو هر دو قاتلان بسیار ماهری هستند. وقتی سازمانی که برای آن کار می کنند به آنها دستور می دهد که در یک اتاق مشترک باشند، رابطه بین آنها تیره می شود.

  • Yakuza Graveyard

    یک بازرس پلیس در کار یاکوزا دخالت می کند، اما به محض اینکه متوجه می شود پلیس با این گروهها مذاکره می کند..

  • گلهای کاغذی

    رسول، کارگر چاپخانه، به توصیه ی دوستش صادق در کلاس شبانه درس می خواند. شبی دفتر خاطرات دختری به نام عسل را می یابد که در آن نوشته است پدر و مادرش فوت کرده اند و او با نامادری اش زندگی می کند و به دلیل لاابالی گری نامادری اش قصد خودکشی دارد. رسول دفتر خاطرات را به صادق می دهد. صادق نامه هایی می نویسد که به اسم رسول و توسط او به عسل می رسد و عسل را به زندگی امیدوار می کند. نامه پراکنی ها ادامه می یابد، تا این که رسول و عسل همدیگر را می بینند و به هم علاقمند می شوند.

  • پرستوها به لانه باز میگردند

    علی کشاورزی است که دومین فرزند خود را بر اثر کمبود امکانات درمانی از دست می دهد. او با فروش خانه و زمین و نیروی بازوی خود و مهاجرت به تهران موجبات تحصیل تنها فرزندش جلال را فراهم می کند. علی روزها عملگی می کند و شبها در لباس حاجی فیروز درمی آید تا مخارج تحصیل جلال را تامین کند.