سعید سارق عتیقه ها، توسط پلیس دستگیر شده و پس از سه سال آزاد می شود تا همدستانش شناسایی شوند. پلیس برای زیر نظر داشتن او از خانه برزو که روبروی محل اقامت سعید است استفاده می کند. خانواده برزو بسیار فضول و در عین حال ساده هستند که باعث دردسر پلیس می شود که ماجراهای کمدی جالبی را وجود می آورد و…
کشور: ایران
-
دهلیز
شیوا (هانیه توسلی) پس از به زندان افتادن شوهرش (رضا عطاران) از امیرعلی (محمدرضا شیرخانلو) پسرشان به سختی مراقبت می کند. امیرعلی که حالا کلاس اول دبستان است با تصمیم مادرش و مددکار اجتماعی، پی می برد پدرش در زندان محبوس است. وی احساس پدرانه او را در می یابد. پدر امیرعلی معلمی است که در یک درگیری خیابانی فردی را به قتل رسانده و در آستانه قصاص نفس قرار گرفته است. از مرگ می هراسد و دوست دارد برای فرزندش پدری کند. اما اولیای دم، به خصوص خواهر دو قلوی مقتول هنوز قاتل را نبخشیده اند
-
درخونگاه
سال ۱۳۷۰ شمسی است و سه سالی است که جنگ تمام شده و کشور به دوران آرام ولی پر از مشکلات اقتصادی خود در زمان بعد از جنگ رسیده است. رضا، فردی است که بعد از ۸ سال جان کندن از ژاپن برگشته و با پول و پله ای که در این مدت به هم زده و آنها را نزد مادرش به امانت گذاشته، قصد دارد که در ایران زندگی بسازد. آقایی کند و میخواهد ارباب باشد. برادر دوقلوی رضا، مهدی جزء مفقودین جنگ است و سه سال پس از پایان جنگ هنوز خبری از او نیست.
-
رد کارپت
یک عاشق سینما برای ملاقات با یکی از کارگردان های معروف جهان (استیون اسپیلبرگ) خود را در ایام برگزاری جشنواره کن به آنجا می رساند. او که در ایران یک بازیگر معمولی و تقریباً فعال به حساب می آید و پیشنهادهایی نیز برای کار دارد، اما بااین حال قصد می کند با رفتن به «کن» با بزرگان صنعت سینما ملاقات کرده قدمی بزرگ بردارد، کارها و توانایی های خود را معرفی کرده و خود را به آنها بشناساند کارهایش را گسترش دهد، و به این ترتیب، وی راهی فرانسه برای حضور در جشنواره کن می شود…
ماجراهای رضا عطاران در جشواره کن! -
چه خوبه که برگشتی
فرزاد دندانپزشکی که پس از سال ها به ایران می آید تا دور از مسائل و آشفتگی زندگی اش به آرامش برسد. همزمان با ورود او به کشور یک شیء مرموز شبه فضایی پدیدار می شود و پای خانم دکتر یاسمین و سنگ های جادویی اش را به ماجرایی باز می کند که رفاقت دیرینه فرزاد و کامبیز را که سالهاست در همسایگی هم کنار دریا زندگی می کنند، به جدالی بیهوده می کشاند ولی…
-
نرگس
فیلم نرگس ،آفاق با جوانی به نام عادل زندگی می کند. آفاق از کودکی، عادل را بزرگ کرده و بعد به ناچار به عقد او درآمده است. آن دو از طریق دزدی گذران می کنند. عادل با دختر جوانی که خانواده فقیری دارد، آشنا می شود و به او دل می بندد. آفاق برای آن که امکان ازدواج آن دو را فراهم کند، خود را مادر عادل معرفی می کند. نرگس و عادل ازدواج می کنند و عادل درجریان یک سرقت دستگیر می شود. پس از آزاد شدن عادل و برملا شدن راز او، آفاق عادل را تحریک می کند که به همراه مال خری به نام یعقوب دست به یک دزدی کلان بزنند و …
-
طلا و مس
سیدرضا طلبه ای است که به تازگی با خانواده اش به تهران آمده، تا در کلاس های استاد اخلاقی که وصف او را بسیار شنیده است شرکت کند. اما متوجه بیماری اسکلروز چندگانه همسرش زهرا می شود و به ناچار برای تهیه هزینه درمان او تغییراتی در شیوه زندگی اش می دهد…
-
آفریقا
فیلم آفریقا، در این فیلم سه جوان که از راه خورده فروشی مواد مخدر امرار معاش می کنند. توسط صاحب کارشان ماموریتی داده می شود و درگیر ماجرای گروگانگیری می شوند…
-
تابو
تابو داستان سالار یکی از ملاکین بانفوذ منطقه هزارجریب، در آرزوی فرزندی تصمیم می گیرد برای چهارمین بار ازدواج کند. آق عمو که معتاد به مواد مخدر است و در گاوداری صالح مشغول به کار است، می پذیرد در ازای پرداخت بدهی که به صالح دارد، دخترش را به عقد برادرش سالار در بیاورد. بهار که از قبل دل در گرو کسری داشته، در مقابل این پیشنهاد به شدت مخالفت می کند و …
-
شاخ به شاخ
فرهاد اصلانی بعد از آزاد شدن از کمپ ترک اعتیاد و بازگشت به خانه به دنیال جاسازهایی میگردد که قبل از رفتن به کمپ مواد جاسازی کرده بود که در پی این کنکاش.