داوود نجفی (سعید کنگرانی) با پدرش رحمان (علی نصیریان)، که سرایدار یک شرکت خصوصی است، و برادر عقب مانده اش نعمت زندگی می کند. خواهرش اقدس آبستن است و شوهرش برای کار به کویت رفته و نگهداری از او بر مشکلات رحمان و همسرش می افزاید. رحمان و همسایه اش جعفر (اسماعیل داورفر)، که همکار او در شرکت است، برای کمک خرج زندگی در میهمانی های رئیس شرکت (خشایار) به عنوان پیشخدمت کار می کنند
کشور: ایران
-
مهر گیاه
زمین موروثی علی عزت فخار (علی نصیریان) را خاله اش غصب کرده است. علی، که از طریق گل فروشی گذران می کند، شبی در جادهٔ خارج شهر زنی (پوری بنائی) را می بیند که ظاهراً از دست عده ای می گریزد. زن که خود را مهری معرفی می کند سوار خودرو علی می شود و این آشنایی موجب علاقه میان آن دو می شود. روزی مهری به بهانه عیادت مادربزرگش به خانه ای می رود و بازنمی گردد.
-
سفر قندهار
نفس دختر افغانی مقیم کانادا، عازم قندهار افغانستان می شود چرا که می خواهد که خواهرش را که قبلاً آن جا مانده و حالا قصد خودکشی دارد نجات دهد….
Kandahar -
عرق سرد
داستان این فیلم درباره افروز اردستانی (باران کوثری) کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران است که با گلزنی افروز تیم ملی برای اولین بار به فینال بازی های آسیایی راه پیدا می کند و عازم مالزی می شود، در فرودگاه افروز متوجه می شود که ممنوع الخروج است.
-
مهدی مشکی و شلوارک داغ
مهدی مشکی (ناصر ملک مطیعی) از سفر فرنگ همراه با مادموازل کریستین (کریستین پاترسون) باز می گردد تا سرپرستی گاوداری اش را به او بسپارد. کریستین در روزهای نخست قادر به رعایت آداب معاشرت موردنظر مهدی نیست و اسباب دردسر او می شود، اما به تدریج با هم کنار می آیند و به هم دل می بندند. مهدی کریستین را پوشیده در چادر به خانه ی مادرش (نادره) می برد تا با او آشنا کند.
-
من ترانه 15 سال دارم
ترانه دانش آموز پانزده ساله ای است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است و با مادربزرگش زندگی می کند. روزی امیر به ترانه اظهار عشق می کند و تصمیم به ازدواج با او می گیرد و چون هر دو محصل هستند قرار بر صیغه ی محرمیت می شود تا بعد ازدواج دائم صورت گیرد. بعد از مدتی ترانه متوجه می شود که امیر با چند دختر ارتباط غیر اخلاقی دارد و با این وضع تصمیم به جدایی می گیرد. ترانه و امیر از هم جدا می شوند و امیر به آلمان می رود، اما پس از مدتی ترانه می فهمد که باردار است…
-
طعم شیرین خیال
عاشقانه ای رمانتیک از عشقی شیرین، شرح دلبستگی آشکار و بی مقدمه یک استاد دانشگاه (شهاب حسینی) به دانشجویش (نازنین بیاتی)…
-
جهان پهلوان
فرامرز، فرزند خانواده ی سرور دیوان، با دختری روستایی به نام مریم ازدواج می کند و صاحب فرزندی می شوند و نام او را لیلا می گذارند. سرور دیوان که مخالف این وصلت بوده است فرامرز را از خود می راند. فرامرز در موقع رانندگی به دره سقوط می کند و می میرد. سرور دیوان به کمک عمو حسن لیلا را به عنوان تنها یادگار پسرش می دزدد، و با آتش زدن کلبه ی مریم وانمود می کند که لیلا در آتش سوخته است.
-
آقای هالو
آقای هالو از شهرستان عازم تهران می شود تا همسر مناسبی اختیار کند. در گاراژ تهران پس از این که چمدانش ربوده می شود، با زنی به نام مهری آشنا می شود و با او قرار ملاقات می گذارد. محمدی پور دوست آقای هالو که بنگاه معاملات ملکی دارد او را وارد معامله ای پردردسر و بی سرانجام می کند…
-
فراری
داستان این اثر در رابطه با دختری به نام گلنار است که برای رسیدن به هدف هایش به دل شهر می زند و به تهران می آید تا با ماشین فراری 8 میلیارد تومنی عکس بندازد اما در همین حین با واقعیت های زندگی روزمره آشنا می شود و…