کشور: ایران

  • طلاق به سبک ایرانی

    این فیلم سه زوج را در مراحل مختلف قانونی و موانع فرهنگی در تلاش برای ثبت درخواست طلاق ثبت می کند و تفاوت های زن و مرد را در سیستم دادگاه برجسته می کند. این فیلم همچنین پیچیدگی ترکیب قوانین مذهبی با یک سیستم دادگاه دولتی را نشان می دهد.

  • سه ماه تعطیلی

    سه ماه تعطیلی است و شروع استراحت و بازی های شاد بچه های یک مدرسه در ییلاق، اما تعطیلات طولانی است و بازی های تکراری و خسته کننده، تا آنجا که بچه ها برای فرار از بی کاری هر یک به کسب و کار رو می آورند.

  • تنهای تنهای تنها

    این فیلم داستان پسربچه ای است که راهی سازمان ملل می شود تا پیام صلح ایرانیان را به رئیس جمهورهای جهان برساند و همچنین از حقوق کشورمان دفاع کند. البته صحنه حضور وی در سازمان ملل به نمایش درنمی آید بلکه بیانیه وی خطاب به خانواده اش و دوستانش توسط وی در فیلم خوانده می شود.

  • 578 روز انتظار

    در رابطه با عملیات بزرگ بیت المقدس و فتح خرمشهر است؛ در این فیلم قبل و زمان آزادسازی به تصویر کشیده شده است

  • شاخه های بید

    حدوداً یک قرن پیش است. خالومراد که رعیت با تجربه و کاردان و عاقلی است، با کمک چهار پسر جوانش که هر یک در حرفه ای ماهر و استادند زندگی خوب و رو به راهی دارد.

  • خلع سلاح

    همسر معاون فرماندار يكي از شهرهاي گيلان براي پرهيز از كشف حجاب به روستايي در دوردست پناه مي‌برد و شوهرش تدريجاً به رهبر نهضت آزادي نسوان تعلق خاطر پيدا کرده و آن‌ها تصميم به ازدواج مي‌گيرند. در همين حین دامنه جنگ جهاني دوم به ايران مي‌رسد و استان گيلان به اشغال قواي روس درمي‌آيد و اين واقعه همه چيز را دگرگون مي‌كند….

  • دعوت به شام

    خبرنگاری به نام هما یگانه شاهد سرقت از یک فرش‌فروشی بوده که از سردسته دزدها عکس گرفته و ….

  • خوشگل محله

    نازی حسابدار شرکتی است که با خواهرش ملوسک زندگی می‌کند…

  • گل خشخاش

    علی جوان مکانیکی است که با شیرین و برادرش فرخ، که صاحب خانه و املاک فراوانی هستند، آشنا می شود. والدین آن دو فوت کرده اند و سرپرستی خانه و املاک را مباشران شیادشان محمود و قاسم به عهده دارند. محمود مسبب مرگ پدر شیرین بوده و به کمک قاسم دختر و پسر جوان را به اعتیاد می کشاند و با جعل سند، ثروت آنها را تصاحب می کنند.

  • مردی از جنوب شهر

    احتشام قصد دارد محلي را كه به عنوان كاباره به آتش اجاره داده، از او باز ستاند و به همين منظور برادرزاده اش حميد را كه وكيل دعاوي است مأمور اين كار مي كند.