داستان فیلم زمانی دو دوست به زنی مشترک علاقه مند می شوند رابطه دوستانه شان مورد آزمایش سختی قرار می گیرد و…
ژانر: درام
داستانهای جدی و احساسی درباره زندگی واقعی
-
Long Days Journey Into Night
مردی به گوژو بازگشته تا ردپایی از زنی مرموز بیابد. او بیست سال قبل یک تابستان را با این زن گذرانده.
-
Ved
عشقی شگفت انگیز بین یک دختر و پسر همکلاسی که به ازدواج ختم میشود اما بعدها با چالش هایی روبرو می شود…
-
آتش جنوب
چاه نفتی در جنوب طعمه ی حریق می شود و کارشناسان آمریکایی اطفای حریق به جنوب خواننده می شوند. آن ها برای خاموش کردن آتش به مقداری نیترو گلیسرین نیاز دارند که بایستی به جنوب حمل شود. از تعدادی راننده امتحان می شود تا چهارنفر به ازای دریافت چهارصدهزار تومان پول دو کامیون حامل نیترو گلیسرین را به محل اطفای حریق برسانند. عباس زبردست و نامزدش جمیله و دوستش نادر پس از آزمون انتخاب می شوند و مکانیکی موسوم به گامبو، که راننده ای ناشی و از چنگ پلیس گریزان است، با پرداخت رشوه با آن ها همراه می شود.
-
Beautiful Disaster
داستان دختری به نام ابی که یک سال اولی دانشگاه است و می خواهد از گذشته تاریک خود فاصله بگیرد اما همزمان به پسر بد دانشگاه که تراویس است نیز جذب می شود…
-
ناخدا
ناخدا طاهر (ناصر ملک مطیعی) از مردم بندر در مقابل جور و اجحاف مسلم (احمد معینی) و دار و دسته اش حمایت می کند…
-
The End of the Affair
در سال های پس از جنگ جهانی دوم، «موریس بندریکس» یک نویسنده است که به دنبال دلایل طرد شدن توسط معشوقه اش می گردد و …
-
Parasite
اعضای خانواده کی-تایک که همگی بیکار هستند، علاقه زیادی به زندگی در پارک ها دارند اما هنگامی که درگیر یک حادثه غیر منتظره می شوند، همه چیز تغییر می کند…
Parasite -
The Villainess
در مورد قاتل آمورش دیده ای به نام “سوک هی” است که برای کشتن متولد شده است، زمانی که او در حال آمورش است، مربی او به قتل میرسد و همین امر سبب میشود تا او در پی انتقام از افراد شرور و قاتل باشد…
افراد شرور -
جدایی
جواد که کارش جیب بُری است، گذشته اش را با شروع زندگی شرافتمندانه ای به فراموشی میسپارد. او با دختر ثروتمندی به نام “زیبا” آشنا شده و چندی بعد با او ازدواج میکند. دوستان گذشتهٔ جواد آرام نمینشینند و از سوابق او پدر دختر را آگاه میکنند و پدر دختر نیز جواد را به همراه فرزند خردسالش از خانه خود بیرون میکند. جواد در درگیری با رییس سابقش که قصد باجگیری از او دارد او را به قتل می رساند و به زندان می افتد. جواد از دوستش تقی می خواهد تا مریم را به دست “زیبا” برساند اما تقی موفق به یافتن “زیبا” نمی شود و خودش مسئولیت بزرگ کردنِ مریم را به عهده می گیرد. سالها بعد “زیبا” در در جریان برگزاری یک دادگاه، جواد و دخترشان مریم را بازیافته و زندگی تازه ای را آغاز میکنند.