ژانر: درام

داستان‌های جدی و احساسی درباره زندگی واقعی

  • Christmas Jars

    بر اساس رمان نوشته شده توسط جیسون رایت، این فیلم روایتگر ماجراهای خبرنگاری به نام هوپ جنسن می باشد. وی موفق می شود که راز نهفته شده پشت شیشه های کریسمس را کشف کند. شیشه هایی پر از پول که به صورت ناشناس به افراد نیازمند داده می شود. این موضوع زندگی افراد بیشماری را تغییر داده است.

  • Luccas World

    دنیای لوکا، فیلمی درام به کارگردانی ماریانا چنییو (Mariana Chenillo) است. داستان درباره ی مادری به نام باربارا است که برای کمک به پسرش لوکا، که مبتلا به فلج مغزی است، خانواده اش را به هند میبرد تا تحت یک درمان تجربی قرار گیرد. این فیلم بر اساس کتاب «دو نیمکره ی لوکا» نوشته باربارا اندرسون ساخته شده است.

  • Umami

    داستان شب فوق العاده سرآشپز سینا بورا را روایت می کند، زیرا او با فشارهای ناشی از راه اندازی یک رستوران موفق و مجلل در استانبول دست و پنجه نرم می کند و در عین حال مجبور است با زندگی شخصی و خواسته های تیمش کنار بیاید.

  • The Brutalist

    هنگامی که یک معمار خوش فکر و همسرش در سال 1947 از اروپای پس از جنگ فرار می کنند تا میراث خود را بازسازی کنند و شاهد تولد ایالات متحده مدرن باشند، زندگی آنها برای همیشه توسط یک مشتری مرموز و ثروتمند تغییر …

  • Love Me

    عاشقم باش، فیلمی عاشقانه علمی تخیلی و درام به کارگردانی مشترک سم زوچرو و اندی زوچرو (Andrew Zuchero و Sam Zuchero) است. در داستانی که میلیاردها سال را در بر میگیرد، یک شناور و یک ماهواره مدت ها پس از انقراض بشریت، به صورت آنلاین با هم ارتباط برقرار کرده …

  • Anuja

    هنگامی که یک دختر 9 ساله با استعداد در یک کارخانه تولید لباس در دهلی کار می کند، فرصتی کمیاب بدست می آورد تا در امتحان ورودی یک مدرسه شبانه روزی شرکت کند، بر سر دوراهی بزرگی قرار می گیرد.
    نام دیگر فیلم: آنوژا
    کاندید بهترین فیلم کوتاه در اسکار 2025

  • Trois grains de gros sel

    فیلمی کوتاه درباره دو خواهر 5 و 8 ساله که در غیبت مارشان به تنهایی در خانه ای در حومه شهر مشغول باری کردن هستند. وقتی “السا” خواهر کوچکتر، سه دانه نمک درشت را می بلعد “جودیت” …
    نام دیگر فیلم : Three Grains of Coarse Salt

  • The Railroad Man

    مهندس راه آهن “آندرا مارکوچی” به مدت سی سال است که با دوست و همکارش “جیجی لیورانی” کار کرده و از کار خود راضی بوده و احساس غرور می کند.او به همراه دوستانش پس از کار به باری که متعلق به یکی از کارگران سابق راه آهن است رفته و خوش می گذراند.او ازدواج کرده و رابطه نزدیکی با پسرش “ساندرو” دارد اما در مواجه با پسر بیکارش “مارسلو” و دخترش “جولیا” با مشکلاتی روبروست…