پس از مرگ ارباب روستا زن فرنگی او به کمک مباشر شرورش غلام از پسران بابا سبحان صالح و مسیب ، که روی زمین مزروعی او کار می کنند، می خواهد زمینش را به او باز پس بدهند. صالح و مسیب امتناع می کنند؛ اما …..
کشور: ایران
-
روزی که مرد شدم
گردآفرید رفتارش بسیار به مردان شبیه بوده و به اصطلاح دارای رفتار مردانه است و این مساله باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی برای او می شود. ولی یک روز مجبور می شود این رفتار را تغییر داده تا از این حالات مردانه بیرون بیاید. خانم همسایه نیز حاضر می شود در این راه به او به همراه پدرش کمک کند. خواستگار گردآفرید نیز به شدت نگران این وضعیت اوست. مشکلاتی نیز بین او و خواستگارش به وجود آید …
-
مصطفی لره
شش سال پیش از این رحمت (شهروز رامتین) و قاسم (فرهاد حمیدی) به عنف از زهرا (پریچهر پاکان)، هتک حرمت کرده اند، و سال ها بعد برادرش اسلام (یدالله شیراندامی) را که اینک در صدد انتقام است در محل قلعه ی سنگی از پا در می آورند. اسلام قبل از رو در رو شدن با رحمت و قاسم موضوع را در نامه ای نوشته و برای مصطفی لره (محمدرضا فاضلی) به زندان فرستاده است. زهرا خانه ی اجدادی را می فروشد و باعث آزادی مصطفی می شود و …..
-
هنرپیشه
فیلم هنرپیشه ،اکبر عبدی بازیگر موفق فیلم های کمدی به دلیل نازایی همسرش و مشکلات حرفه ای اش که او را از رسیدن به آروزهایش بازمی دارند دچار آشفتگی در زندگی شخصی و اجتماعی است. سیمین همسر اکبر زن کولی ظاهراً لالی را به عقد اکبر درمی آورد تا اکبر از او صاحب فرزندی شود. حضور زن کولی زندگی آن دو را دگرگون می کند. اکبر به زن دل می بندد و کار سیمین به مرز جنون می کشد. سیمین به تیمارستان فرستاده می شود و زن کولی هم آبستن نمی شود. وقتی اکبر زن کولی را به حلبی آباد محل زندگی اش بازمی گرداند متوجه می شود که زن لال نیست و …
-
جمیل
جمیل، کارگر بارانداز، با خانواده خود در اتاقیاجاره ای از یک خانه بزرگ زندگی می کند. مستاجران این خانه، یک سیاسی تبعیدی، یک پاسبان و … هستند که همیشه با صاحب خانه در مورد مسائل مختلف درگیر هستند. پدر جمیل در خانه اسمیت به کار مشغول است. اسمیت رئیس شرکت حمل و نقل ایران و انگلستان است و قاچاق اسلحه می کند. جمیل پدر را از ادامه کار در خانه اسمیت باز می دارد و …
-
آن سفر کرده
رحمان که با پدر پیر افلیجش، باباحمزه، در روستا زندگی می کند دو فرزند دارد: سیف الله و حجت. حجت به شهر مهاجرت کرده و در کارخانه ای مشغول کار است. رحمان که در گاوداری ارباب ده کار می کرده به توصیه پدرش در زمین مزروعی شان مشغول کشت و کار می شود. ارباب می خواهد زمین های روستائیان را از چنگشان در آورد و تصاحب زمین های رحمان را به عنوان گام نخست بر می گزیند، مرافعه درمی گیرد. یکی از روستائیان به نام جواد رئیس گاوداری را از پا درمی آورد. بعد از این واقعه، سیف الله نیز که از پیش هوای رفتن به شهر را درسر داشته پشیمان می شود و به پدر در زراعت زمین یاری می رساند…
-
الو الو من جوجوام
خانم بزرگ مصمم است تا گردن بند معروف به آینه جادو را به نوه اش ریحان ببخشد، اما نیمتاج خانم دختر طردشده خانم بزرگ و هم چنین پسرش که نمی خواهند این امر صورت گیرد با کمک دو سارق (جهانگیر و عبدالله) تصمیم به سرقت گردن بند می گیرند. سارقین، به هنگام فرار سوار اتومبیلصمیمی (عروسک ساز نمایش کودکان) و ساکن منزل خانم بزرگ شده و از صحنه دور می شوند در حالی که عروسک های جوجو و میو نیز سوار ماشین هستند. عروسک ها، گردن بند را پس گرفته و رهبری عملیات گرفتاری سارقان را عهده دار می شوند و …
-
در به درها
توفان جوانی روستایی است که به جای عمویش مش گلابی چند روزی سرایدار یک باغ می شود.در یک شب بارانی به تدریج عروسک های مختلفی از سقنقور گرفته تا اسی گونزالس، مادر فولادزره، یه کتی، سامانتا و فردی به این تصور که این باغ خانه مادربزرگ است به آنجا پناه می برند و …
در به در ها -
مهمان
آقا رسول به زیارت خانه خدا می رود و دخترش میمنت را به دوستش عنایت الله می سپارد. میمنت از سال ها پیش به عنایت الله علاقه داشته؛ اما عنایت الله ، به دلیل اختلاف سنی ، دختر را از خود دور می کند و به کمک دوستش هادی و نامزدش هنگامه شایع می کند که سال ها پیش ، بدون اطلاع مادرش، با پروانه ازدواج کرده و صاحب فرزندی به نام مملی است. میمنت ادعای عنایت الله را باور نمی کند و…