یک گروه از رزمندگان برای پاکسازی میدان مین رهسپار جزیره مجنون می شوند. در حالی که آنها به پیشروی خود و پاکسازی منطقه ادامه می دهند، یک سرباز عراقی با دوربین آنها را که سوار سه قایق هستند می بیند و به ستاد فرماندهی خبر می دهد که ایرانی ها وارد معبر شده اند. فرمانده سنگدل نیروهایش را به مقابله با رزمندگان ایرانی می فرستد. نیروهای ایرانی به زودی درمی یابند که عملیات پاکسازی آنها لو رفته، اما حاجی فرمانده ایرانی به علی یادآور می شود باید حتماً در ماموریتشان موفق شوند. غواص های عراقی از زیر آب خود را به نیروهای ایرانی می رسانند و در فرصت های به دست آمده، با کارد به آنها حمله می کنند…
کشور: ایران
-
بهار در پاییز
در فیلم بهار در پاییز، پدر و مادر چهار برادر در بمباران شهرستان کشته می شوند و هیچ اثری از جنازه شان بدست نمی آید. چهار پسر آن ها هادی، جعفر، حسن و جلال راهی شهر زادگاهشان شده و در آنجا با خانه ویرانشان روبرو می شوند و…
-
قرار بزرگ
امیر (محمدعلی فردین) و رضا سوتی (رضا بیک ایمانوردی) در نواجوانی قرار می گذارند که بیست سال بعد در یک روز معین با اعلانی در روزنامه یکدیگر را ملاقات کنند. روز مقرر رضا در محل حاضر می شود؛ اما امیر تاخیر می کند. آن دو بی آنکه از هویت یکدیگر اطلاع داشته باشند سر راه هم قرار می گیرند. رضا سوتی دلباخته ی دختر ثروتمندی به نام شیرین (فروزان) است که با پدرش صاحب الدیوان (رضا بیک ایمانوردی) و زن پدرش سیما (طناز) و پسر عموی او بیژن (گرگین راجرز) زندگی می کند.
-
هی جو
شخصی به نام جعفر پناهی که کارمند اداره ی نقشه برداری است، از طریق کتاب دایرکت متد با شخصیتی به نام جو، آشنا می شود. جو در زندگی پناهی تحولی اساسی به وجود می آورد. نزدیکی جعفر به جو موجب دوری او از خانواده و نامزدش می شود. جعفر در سفری دریایی به غرب دوشادوش جو رستوران و پمپ بنزینی را احداث و اداره می کند. او سرانجام با دخترعموی جو به نام بتی ازدواج می کند. در آنجا پناهی با حوادث دور از انتظار برخورد می کند، امّا سرانجام این واقعیت است که بر خیال او پیروز می شود…
-
مانا
روایتگر داستان کودک 8 ساله ای است که به سبب بیماری خاص اش از سوی مدرسه و هم شاگردی ها تحت فشار قرار می گیرد، اما لیلا مادر مانا، با کمک دکتر فلاحی درصدد رفع مشکلاتند…
-
کفشهایم کو؟
حبیب کاوه کارخانه دار قدیمی به بیماری آلزایمر مبتلا است. خانواده اش او را ترک نموده انمد اما با بزگشت دخترش به ایران اتفاقاتی می افتد و …
-
یک مرد یک خرس
کمالی صاحب تنها خانه مجلل کوچه خورشید که همراه همسرش نرگس خاتون از حضور یک مرد به نام لم لعلی و خرسش در محله ناراضی اند، تلاش می کنند تا او را از محله بیرون کنند در مقابل، بچه های محله که نمی خواهند تنها سرگرمی خود را از دست بدهند، با کمک خاله خراسانی به دفاع از خرس برمی خیزند…
-
دل و دشنه
«سحربانو» یک دختر ایلیاتی است. او تصمیم گرفته است به خاطر شهادت برادرانش در جنگ تحمیلی هفت سال سیاهپوش باشد. مردم ایل که نگران «سحربانو» هستند. در مراسم سنتی «سیاه بردارون» با آوردن هدایایی از او می خواهند که لباس سیاه را از تن به در آورد، تا خواستگارانش بتوانند پا پیش بگذارند. برخلاف میل «سحربانو» جشن خواستگاری بر پا می شود و هفت خواستگارش برای جلب رضایت او در یک مسابقه تیراندازی سوارکاری به رقابت می پردازند. از سوی دیگر در همین زمان هفت مزدور به سرکردگی «ریش قرمز» برای تصاحب گنجی وارد قلمرو آن ها می شوند و پدر «سحربانو» به قتل می رسد و…
-
سایه خیال
حسین پناهی دژکوه، نویسنده یک لاقبای خیالباف به اصرار دوست ناشرش در محفلی شاعرانه شرکت می کند و در آنجا، چیزهایی درباره «غلومی» شخصیت خیالی یکی از قصه هایش می گوید….
-
پناهنده
بنفشه و سعید زن و شوهری هستند که ده سال را در خارج از کشور با فعالیت در گروه های مخالف سپری کرده اند، ناگهاهن به رغم مخالفت مافوقشان معروف به زاپاتا به ایران فرار می کنند. آنها فکر می کنند که زاپاتا کشته شده است. در حالیکه او برای کشتن و یا باز گرداندن آنها به ایران آمده است. سعید و بنفشه به طور اتفاقی با علی یک بسیجی کهنه کار و راسخ آشنا می شوند…