درباره فردی مشهور است که با مرگش اثری رازآلود از او به جای می ماند و پرسش هایی را در ذهن نزدیکان او رقم می زند. تنها راه رسیدن به آرامش رمزگشایی از این موضوع است و….
کشور: ایران
-
خنده در باران
طی مراسم عقد، عروس به جای بله می گوید نه و داستان از اینجا شروع می شود. داماد همه ی تلاش خود را می کند تا بتواند از عروس جواب بله بگیرد، اما موفق نمی شود. در یک تغییر غیرمنتظره عروس تبدیل به شخص دیگری می شود و جست وجوی داماد برای برگرداندن او اتفاقات تازه ای را رقم می زند.
-
اینجا آخر دنیاست
داستان دختر جوانی است که رابطه خیلی خوبی با تنها برادر خود دارد، اما بر اثر حادثه ای برادر او فوت می کند . گلرخ به علت وابستگی زیاد به برادرش تصمیم می گیرد با رفتن به انجمن های روحی، با روح تنها برادرش ارتباط برقرار کند، در طی این روند روح های سرگردان دیگری هر از گاهی به سراغش آمده و باعث ترس او می شوند. به سفری با دوستانش می رود که طی این سفر اتفاقات عجیبی برای او و دوستانش رخ می دهد…
-
خیلی دور خیلی نزدیک
دکتر عالم جراح برجسته مغز واعصاب است به دلایل مختلف فرزندش را فراموش کرده است. وی بصورت اتفاقی در شب تولد پسرش سامان از مریضی اوکه تومور مغزی است باخبر می شود و به دنبال پسر ستاره شناسش در کویر به راه می افتد…
-
شهر موش ها 1
یک گربه سیاه که موش ها به آن می گویند “اسمشو نبر” در حوالی دهکده ی موش ها دیده می شود و ساکنین تصمیم می گیرند به شهر رویایی موش ها که فقط شادی و خوشبختی وجود دارد کوچ کنند اما راه سختی در پیش خواهند داشت…
شهر موشها
شهر موشا -
شهر موش ها 2
شهر موش ها از محبوب ترین فیلم های سینمایی و مدرسه موش ها از محبوب ترین برنامه های تلویزیونی چند دههٔ گذشته بوده اند. کمتر کسی پیش بینی می کرد برنامه تلویزیونی مدرسه موشها که در اوائل دهه 1360 صرفاً قرار بود بچه ها را به مدرسه رفتن تشویق کند به چنان محبوبیتی برسد که یک فیلم سینمایی از روی آن ساخته شود. فیلم سینمایی شهر موشها که از روی مجموعه تلویزیونی مدرسه موش ها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند ساخته شد، به فروش بسیار خوبی در گیشه ها رسید و رفته رفته به بخشی از نوستالژی بچه های دهه 60 تبدیل شد.
عروسک ها:
کپل، نارنجی، صورتی، کپلک، تاژبانو، دم باریک، مشکی، دم دراز، خوش خنده، کلنل گوش دراز، خانم کلنل، شیپور، خوشخواب، آشفته خانم، شیفته، شفته، دکتر عینکی، سرمایی، عدسی، ذره بین، خانم مدیر عینکی، موش موشک، آقای فرموش، باباموش، آقا معلم، گلابی، نخودچی، برفک، نوچه، مورالموش، اسمشو نبر، خدنگ، ملنگ، کپل خان
شهر موشها
شهر موشا -
زنان ونوسی مردان مریخی
همسر مهندس جوانی به نام سعید وی را مجبور می کند مبلغ هنگفتی قرض کرده و او را برای اسکی و تفریح به فرانسه و کوه های آلپ بفرستد. در آلپ هنگام اسکی، زن در یک یخچال طبیعی سقوط کرده و می میرد. سعید پس از بیرون آمدن از بهت و حیرت ناشی از مرگ همسرش با دختر دیگری ازدواج می کند. اما بلافاصله بعد از ازدواج جسد یخ زده همسر قبلی در کوه آلپ پیدا می شود و در اثر اتفاقی زنده شده و به ایران بر می گردد…
-
سفر به چزابه
وحید در حال ساختن یک فیلم جنگی است، او از علی دوست آهنگسازش دعوت کرده تا با دیدن قسمتهایی از فیلم که آماده شده آهنگی بسازد اما علی نمی تواند با فیلم ارتباط درستی پیدا کند. علی به قصد آشنایی با فیلم به همراه وحید به محل فیلمبرداری می رود اما ناگهان هر دو با رفتن به یکی از خاک ریزهای ساخته شده، خود را در قلب سنگرهای واقعی جبهه، در منطقه ی چزابه می یابند. وحید از این حضور خشنود است اما علی از بودن در این منطقه با خطرهای زیادش راضی نیست و طاقت دیدن صحنه های واقعی جنگ و کشته شدن جوانان را ندارد. وحید با دیدن بهروز، صمد، فرمانده حسن کاوه و مراد چلچراغ و مرتضی و بقیه همرزمانش به کمک آن ها می رود..