درباره مردی است که سال ها قبل با زیرکی خود را از مخمصه ای رهانیده، اما با بازگشت غریبه ای به شهر کوچک محل سکونتش، به دردسر می افتد و …
کشور: ایران
-
هنگامه
دو خواهر از خانواده ای اشرافی شیفته ی پسر راننده شان می شوند. در حالی که هیچکدام قبلاً به او توجهی نداشتند. پس از ماجراهایی سرانجام خواهر کوچکتر به نفع خواهر بزرگتر خود را کنار می کشد.
-
ناسور
روایت زندگی عبیدالله بن حر جعفی یکی از اهالی کوفه است که از حسین بن علی دعوت کرده تا به کوفه بیاید و زمانی که می شنود سپاه به کوفه نزدیک شده است، از این شهر خارج می شود تا با حسین روبرو نشود، اما ناگهانی با او روبرو شده و مجبور می شود تا دست رد به سینه حسین بزند. از سوی دیگر نیز واقعه کربلا بخش اعظمی از داستان «ناسور» را در بر می گیرد.
-
دنیای پر امید
کودکی از پدر خود دور می افتد و تنها و ناامید زندگی اش را می گذراند. او در جوانی با دختری آشنا می شود که چون او از طفولیت پدرش را گم کرده است. آندو جستجوی عظیمی را برای یافتن پدر آغاز می کنند و پس از یک سلسله ماجرا سرانجام موفق می شوند و …
-
شاخه گلی برای عروس
سلطان علی دل در گرو دختری به نام آزیتا دارد و هدفش ازدواج با اوست. سلطان علی در توافقی با ناصر دایی او، قول داده بود که اگر این ازدواج سر بگیرد، در عوض زمین هایش را در روستا به ناصر می فروشد. از طرفی آزیتا که دختر ثروتمندی است، مردی به نام سعید را دوست دارد و می خواهد با او ازدواج کند ولی پس از اینکه متوجه می شود که او زن دیگری هم دارد، با سلطان علی ازدواج می کند…
-
آژانس ازدواج
آژانس ازدواج یک آگهی ارائه میدهد که به صورت تضمینی هر دختری را ظرف مدت یک هفته به خانه بخت میفرستد به شرط اینکه…
-
چشمک
در مورد زنی از قشر مرفه می باشد که از همسر خود طلاق می گیرد و بعد از طلاق سرپرستی تنها فرزند دختر او به پدرش واگذار می شود و او برای تلافی و جبران به پرورشگاه می رود و سرپرستی یک فرزند را قبول می کند و …
-
نشانه ها
محسن بعد از خرید کتابهای یک کتابخانه متوجه دزدده شدن یک صندوقچه قدیمی میشود با توجه به نشانه هایی او بازداشت میشود اما …
-
کافه ستاره
روایت زندگی سه زن به نام های فریبا، سالومه و ملوک در یکی از محله های قدیمی تهران است. فریبا زن میانسالی است که مخارج زندگی خود و خانواده اش را از اداره کردن کافه ای کوچک و حقیر در محله درمی آورد. سالومه دختر جوان و زیبای محل، رویای ازدواج با پسری به نام ابی را در سر دارد ولی پسر هیچ پولی ندارد و ملوک زن میانسالی است که عاشق یکی از جوان های محل به نام خسرو است…