کشور: ایران

  • خون بازی

    داستان خون بازی درمورد دختر جوانی به اسم «سارا» است. سارا به مواد مخدر اعتیاد دارد و «آرش»، نامزدش که در تورنتوی کانادا درس می خواند از اعتیاد او بی خبر است. یک ماه پیش از آن که آرش برای برگزاری مراسم ازدواج به ایران بیاید سارا تصمیم می گیرد تا اعتیادش را ترک کند. تصمیم سخت که در کشاکش وسوسه و مقاومت مورد امتحان قرار می گیرد.

  • تنها دو بار زندگی می کنیم

    داستان مردی به نام سیامک است. او راننده مینی بوس است و تصمیم می گیرد در فرصتی چند روزه، کارهایی را که همیشه حسرت شان را داشته انجام دهد و در روز تولدش از دنیا برود.

  • می زاک

    روایتگر داستان بچه ای است که می خواهد وارد این دنیا شود و فراز و نشیب های این دنیا، او را دچار چالش می کند.

  • گلوگاه

    داستان مردمی است که هیچ گاه آنها را ندیده ایم و این عبوری است از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب…

  • کلاس هنرپیشگی

    درباره خانواده ای است که گران شدن سکه و ارث و میراث، تبدیل به مهم ترین دغدغه زندگی شان شده است و صمیمیت و احترام به یک دیگر را از خاطر برده اند. در این میان عشقی مثلثی بوجود آمده که یک طرف آن پسری است دلداده اما بی پول، طرف دیگر آن مردی ثروتمند است و هر دوی این ها خواهان یک نفر هستند.

  • چهار انگشت

    فیلم قصه ۲ دوست است که برای اتمام یک کار ناتمام به کامبوج سفر می کنند اما درگیر اتفاقاتی می شوند … .

  • پا برهنه در بهشت

    «یحیی» روحانی جوان و دانشجوی سابق پزشکی، مکان نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب می کند، قرنطینه بیماران لاعلاجی که درگیری های روحی و جسمی نامعلومی دارند. «یحیی» در تماس با ساکنان قرنطینه، اثر خود را به عنوان روحانی باقی می گذارد و در عین حال از آنها بسیار تاثیر می گیرد.

  • قصه خاطره

    درباره فرهاد است که به دلیل عدم بارداری همسرش زندگی اش دچار مشکلاتی می شود. همسر او از ایران می رود و حال، خدمتکار خانه نیز در همین حین باردار می شود. باردار شدن خدمتکار خانه فرهاد را با مشکلاتی از طرف همسرش مواجه می کند که…

  • سال دوم دانشکده من

    مهتاب و آوا دانشجویان سال دوم دانشکده هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسی هایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان می روند…

  • فراشباشی

    زنی کولی به نام ستاره (جمیله)، پس از این که از خانه طرد می شود، فرزند خردسالش علی (آتش) را کنار خانه ای می گذارند و می گریزد. فراشباشی (نعمت الله آ‎غاسی) علی را می یابد و با خود به محل کارش، که دبستانی شلوغ است، می برد و به کمک بچه های مدرسه مراقبت از او را به عهده می گیرد…