Ember

هنگامی که همسرش جمال در رومانی دستگیر می شود، امینه با فرزندشان تنها می ماند که نیاز به جراحی فوری دارد. او به عنوان سوزن کار در یک کارگاه پوشاک مشغول به کار می شود و در آنجا با ضیا، رئیس سابق شوهرش روبرو می شود. او نمی تواند بی تفاوت بماند وقتی می فهمد زنی که روزگاری آرزویش را داشت چه می گذرد. وقتی جمال ماه ها بعد برمی گردد، متوجه می شود که امین مشغول کار است…
kor

نوشته‌های بیشتر