گلنسا دختر زیبا و جسور کولی است. قبیله گل نسا سالهاست که در اراضی اجدادی مسعود خان ساکن هستند. مسعود خان جوان خوشگذرانی است که با افراد عیاش و ناسالم رفاقت دارد. گلنسا که پنهانی به مسعود خان علاقه دارد به خاطر حسادت به دخترانی که با او دوست هستند بی احترامی می کند. مسعود خان پیغام میفرستد که قبیله گلنسا باید از املاک او بروند. گلنسا به خانه مسعود خان میرود تا او را منصرف کند.
گلنسا در پاریس
نوشته شده توسط
در