آهنگری با همسرش گل اندام در قطعه زمینی دور از آبادی کشت و زرع و زندگی می کنند. بیک خان برای تصاحب زمین آهنگر به کمک عواملش شایع کرده که آهنگر گل اندام را به عقد شرعی خود درنیاورده است و خشم اهالی آبادی را نسبت به آن دو برمی انگیزد. اهالی به جز جوانی به نام محمودی و دختر خل وضعی به نام مریم آنها را طرد می کنند و مانع کسب و کار و زندگی شان می شوند.
گرگ بیزار
نوشته شده توسط
در