جمیله، که حاضر نیست با بشیر ازدواج کند، از ایلش می گریزد، و والی، که مامور باز گرداندن جمیله است، او را به پدرش اصلان تحویل می دهد. والی که به جمیله علاقمند شده او را از اصلان خواستگاری می کند؛ اما پدر او را می راند و مراسم ازدواج دخترش و بشیر را برگزار می کند. والی دختر را می رباید و به میان ایل خود می برد. اصلان مردی به نام رضا قرقی را برای بازگرداندن دخترش مامور می کند.
همراهان
نوشته شده توسط
در