فریاد عشق

علی، کارگر بندر، و حسام، سر کارگر، گلی، دختر مش محمد، را خواستگاری می کنند. مرتضی، نوچه ی حسام، که وانمود می کند با علی دوست است، نیز به گلی علاقه دارد. گلی دور از چشم پدرش با علی ازدواج می کند، و علی برای گذران زندگی اش، طبق نقشه ای که حسام و مرتضی طرح کرده اند، به کار قاچاق می پردازد و تحت تعقیب ژاندارم ها قرار می گیرد. علی به تهران می گریزد و گلی به دنبال او می رود؛ اما او را نمی یابد.

نوشته‌های بیشتر