ستارخان

کربلایی علی از دست امینه ها می گریزد و در بازار تبریز، به ستار قره باغی پناه می برد. اما هر دو در حین فرار دستگیر می شوند و مورد بازجویی قرار می گیرند. حیدرعمواوغلو آن دو را آزاد می کند و به تهران می رود. به مشروطه خواهان می پیوندد و فرمانده صد سوار انقلابی می شود. همراه باقرخان و کربلایی علی طی جلسه ای پیمان نامه ای امضا می کنند. در همان حال در پایتخت، اتابک به ضرب گلوله عباس آقا صراف از پا درمی آید و صراف نیز به دست حیدرعمواوغلو کشته می شود.

نوشته‌های بیشتر