احمد عزیزی (فرهاد اصلانی) که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش سمیرا آماده می شود و دختر دیگرش ستاره (ماهور الوند) در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم دانشگاهی اش را دارد که با مخالفت پدرش روبه رو می شود و تصمیم می گیرد بدون اجازهٔ خانواده صبح با هواپیما به تهران برود و ظهر برگردد ولی در بازگشت، به دلیل کنسل شدن پرواز، با مشکلاتی روبه رو می شود و پدرش برای بازگرداندن او عازم تهران می شود. ستاره نزد عمه اش ..
دختر
نوشته شده توسط
در