آقای هیروگلیف، یک روز تعطیل، پریشان از خواب برمی خیزد و به اداره اش می رود. روی صفحه ی کامپیوتر او، نشانه هایی نامفهوم از شکل ها و اعداد و حروف نمایان می شوند. او که به تازگی دخترش را در حادثه ای مشکوک از دست داده، نگران از اتفاق پیش آمده برای تفسیر نقش های روی کامیوتر به کتابخانه می رود و در کتابخانه علاوه بر جزوه ای مربوط به آموزش خط هیروگلیف، کتابی نوشته ی دخترش را می یابد که شامل گزارش های او به عنوان یک چریک، از زندگی کارگران معدن است…
آقای هیروگلیف
نوشته شده توسط
در