آقای لر به شهر میرود

قلی و خواهرش بتول در روستا زندگی می کنند. بتول بهانه می آورد که به شهر بروند تا او به عقد یک مرد شهری دربیاید. قلی با خواستگار خواهرش مرافعه می کند و چند روزی در پاسگاه حبس می شود. بتول که از سوی نامزدش گرگ علی و بستگان او آزار می بیند به تهران می رود و آواره می شود. قلی پس از آزادی به دنبال او راهی شهر می شود و….

نوشته‌های بیشتر