آذرخش

جواد، صاحب امتیاز و مدیر روزنامه ی آذرخش، پس از سال ها با دوستش اسماعیل که در روزهای انقلاب در تظاهرات خیابانی دوشادوش هم شرکت می کردند روبرو می شود. اسماعیل که با مادر و خواهرش زندگی می کند، وضع دشواری دارد و برای ازدواج با نامزدش مریم با مانع و مشکل مواجه است. اسماعیل از یک سو با کاظم آقا روبرو است که آنها را از خانه شان، یک چهار دیواری در ساختمانی نیمه ساخته، می راند و…

نوشته‌های بیشتر