چند زن معروفه شب هنگام از دست پلیس می گریزند. شیرین، موقع فرار، با رهبر، نامزد سابقش، مواجه می شود. مرتضی، پدر شیرین و عموی رهبر، بر اثر قتل غیرعمد در سانحه ی رانندگی به زندان افتاده است. شیرین به واسطه ی دوستش شهره با مرد هوسرانی به نام جمشید آشنا می شود که قصد اغفال او را دارد.
آبنبات چوبی
نوشته شده توسط
در