سارای

سارای که مادرش را در کودکی از دست داده، در ایل با آیدین (خان چوپان) آشنا می شود. از طرفی خان هنگام شکار سارای را می بیند و شیفتهٔ او می گردد. بزرگان ایل با تقاضای وصلت خان با سارای مخالفت کرده٬ سارای و آیدین را نامزد اعلام می کنند. بیماری مادر آیدین٬ او را مجبور به ترک ایل و مراجعت به خانه می کند. او بعد از مرگ مادرش هفت شبانه روز به سوگ می نشیند. خان با همراهانش به ایل حمله کرده٬ با تهدید به کشتن پدر سارای و دیگر افراد ایل، سارای را ناگزیر به همراهی با خود می کند…

نوشته‌های بیشتر