شاید وقتی دیگر

یکی از گویندگان گفتارهای متون تلویزیون به نام آقای مدبر، همسرش به نام کیان را در یک فیلم مستند در یک پلان در ماشین مرد غریبه مشاهده کرد. او تحقیق می کند و در این زمینه با آقای حق نگر که یک جواهرفروش است کمک می گیرد. بالاخره متوجه می شود که زنی که در فیلم دیده خواهر دوقلوی همسرش به نام ویدا است که همسر خود آقای حق نگر است. مدبّر به بهانهٔ ساختن فیلمی دربارهٔ آثار عتیقه همراه همکارانش به خانهٔ حق نگر راه یافته و از کیان می خواهند که با آنها همکاری کند. کیان پس از اینکه با ویدا (خواهرزنش) دیدار کرد متوجه شد که زمانی که بچه بودند فوت شد و مادر نیز کیان (همسرش) را به خاطر فقر به افرادی دیگری سپردند و او در آنجا پروش یافت و بزرگ شد …

نوشته‌های بیشتر