زنبورک

نزدیک به دو قرن پیش، پس از تار و مار شدن قشونی در نبرد، باقی مانده ی سپاه پراکنده می شوند و یک زنبورک چی (پرویز صیاد) می گریزد. او به دست چند راهزن اسیر می شود. راهزن ها از زنبورک چی می خواهند که آنها را در جنگ با ارباب یاری کند. او یک گلوله توپ به قلعه ی اربابی و به نفع راهزن ها شلیک می کند، و وقتی در جبهه ی ارباب قرار می گیرد به مبارزه با راهزن ها تن در نمی دهد و می گریزد.

نوشته‌های بیشتر