قاسم معروف به «قاسم سیاه» یک ولگرد خیابانی است که مادرش کلفتی یک خانه اعیانی را می کند و از وضعیت پسرش به شدت ناراضی است. قاسم در جریان یکی از پرسه زنی هایش با زنی خارجی روبرو می شود که آخرین ساعت های حضورش در ایران را می گذارند. این دو که زبان همدیگر را نمی فهمند، راه پیمایی بی پایانی را شروع می کنند. قاسم دنبال پیداکردن جایی برای خلوت کردن با این دوست تازه است، اما تلاش های او ثمری ندارد.
زیر پوست شب
نوشته شده توسط
در