دست های خالی

حوریه که سالهاست از اسارت پدرش امیرحسین به دست عراقی ها میگذرد، نسبت به خروج های بی موقع مادرش مریم از منزل مشکوک است و این شک با تلفن های ناشناسی که به او می شود و در آنها از تصمیم مریم برای ارتباط با یک مرد دیگر صحبت میشود افزایش میباید. اما طولی نمیکش حوریه متوجه میشود مادرش در این مدت….

نوشته‌های بیشتر