امیر که از زندان آزاد شده، تصمیم دارد زندگی آرامی را آغاز کند؛ اما سهراب او را وسوسه می کند تا در دزدی از یک کازینو با او همکاری کند. سهراب که حسابدار کازینو است نقشه را طراحی و امیر به کمک دوستان سهراب آن را عملی می کند. موقع فرار شیرین (شورانگیز طباطبائی)، که در کازینو کار می کند، امیر را می بیند
زندگی با چشمان بسته
نوشته شده توسط
در